چرا افراد خیانت میکنند؟ بررسی دلایل و عوامل موثر بر خیانت در رابطه

خیانت همیشه از یک دلیل واحد ناشی نمیشود؛ نارضایتی عاطفی، بیتوجهی، کمبود تعهد، مشکلات فردی و حتی تجربههای دوران کودکی میتوانند احتمال خیانت را افزایش دهند. شناخت این عوامل میتواند به درک بهتر رابطه و پیشگیری از تکرار مشکلات کمک کند.
خیانت در رابطه یکی از دردناکترین تجربههایی است که میتواند پرسشهای زیادی در ذهن فرد ایجاد کند؛ «من چه اشتباهی کردم؟» یا «چطور شریک عاطفیام توانست به من خیانت کند؟» این افکار پس از آشکار شدن خیانت میتوانند بسیار آزاردهنده باشند.
دلایل خیانت پیچیده و متفاوتاند و ممکن است هم به ویژگیهای فردی و هم به شرایط رابطه مربوط باشند. بر اساس محتوای منبع، خیانت در بیش از ۴۰ درصد از زوجهای متاهل دیده میشود. همچنین یک مطالعه روی ۴۹۵ نفر، هشت دلیل اصلی را برای خیانت شناسایی کرد: خشم، عزتنفس پایین، کمبود عشق، تعهد پایین، نیاز به تنوع، احساس بیتوجهی، میل جنسی و شرایط.
با این حال، یک نکته اساسی را نباید نادیده گرفت: مشکلات رابطه ممکن است زمینهساز خیانت باشند، اما هیچکس باعث نمیشود شریک زندگیاش خیانت کند. تصمیم به خیانت در نهایت انتخاب فرد خیانتکننده است و مسئولیت آن نیز بر عهده اوست.
عوامل فردی موثر بر خیانت
برخی ویژگیها و تجربههای شخصی میتوانند احتمال خیانت را افزایش دهند. این عوامل لزوماً به این معنا نیستند که فرد حتماً خیانت خواهد کرد، بلکه میتوانند به عنوان عوامل خطر در نظر گرفته شوند.
اعتیاد و مصرف مواد
مشکلات مربوط به مصرف مواد، از جمله الکل، مواد مخدر، قمار یا دیگر رفتارهای اعتیادگونه، میتوانند با افزایش احتمال خیانت ارتباط داشته باشند. الکل بهخصوص میتواند مهارهای رفتاری را کاهش دهد و باعث شود فرد از مرزهایی عبور کند که در حالت هوشیاری احتمالاً از آنها عبور نمیکرد.
سبک دلبستگی و عزتنفس
برخی سبکهای دلبستگی، از جمله دلبستگی اجتنابی یا ناایمن، در ارتباط با گرایش بیشتر به خیانت مورد بررسی قرار گرفتهاند. مشکلات مربوط به صمیمیت نیز میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند.
عزتنفس پایین و احساس ناامنی نیز ممکن است فرد را به سمت رابطهای خارج از رابطه اصلی سوق دهد تا از طریق توجه فرد دیگر، احساس ارزشمندی بیشتری پیدا کند.
تجربههای آسیبزای دوران کودکی
سابقه آسیبهای دوران کودکی، مانند سوءاستفاده جسمی، جنسی یا عاطفی و همچنین غفلت، در صورت حلنشدن مشکلات ناشی از این تجربهها، با احتمال بیشتر خیانت ارتباط دارد.
مشاهده خیانت یکی از والدین نیز ممکن است بر روابط آینده فرزند تاثیر بگذارد. یک مرور پژوهشی در سال ۲۰۱۵ نشان داد کودکانی که شاهد خیانت یکی از والدین خود بودهاند، دو برابر بیشتر احتمال دارد که در آینده وارد رابطه خارج از تعهد شوند.
مشکلات سلامت روان و ویژگیهای شخصیتی
برخی اختلالات روانی، از جمله اختلال دوقطبی، به عنوان یکی از عوامل خطر احتمالی خیانت مطرح شدهاند. همچنین ویژگیهایی مانند خودشیفتگی یا برخی اختلالات شخصیت میتوانند احتمال رفتار خیانتآمیز را افزایش دهند.
در افراد دارای ویژگیهای خودشیفته، خیانت ممکن است با احساس استحقاق، نیاز به تایید یا تقویت خودپنداره مرتبط باشد و کمبود همدلی نیز میتواند باعث شود پیامدهای رفتار خود را کمتر در نظر بگیرند.
یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ نیز ارتباط میان برخی ویژگیهای شخصیتی و خیانت را بررسی کرد و نشان داد زنانی که در ویژگی «روانرنجوری» نمره بالاتری داشتند و مردانی که در ویژگی «خودشیفتگی» نمره بالاتری داشتند، بیشتر احتمال داشتند خیانت کنند.
سابقه خیانت
این تصور که «کسی که یک بار خیانت کرده، همیشه خیانت میکند» قانون قطعی روانشناسی نیست، اما پژوهشهایی درباره احتمال تکرار این رفتار انجام شده است.
در یک مطالعه در سال ۲۰۱۷، افرادی که در یک رابطه مرتکب خیانت شده بودند، در رابطه بعدی خود سه برابر بیشتر در معرض تکرار این رفتار قرار داشتند.
اعتیاد جنسی
اعتیاد جنسی نیز میتواند خطر خیانت را افزایش دهد. در چنین شرایطی، فرد ممکن است از جنبه جنسی رابطه فعلی خود رضایت نداشته باشد و برای برآورده کردن نیازهای خود به خارج از رابطه روی بیاورد.
مشکلات داخل رابطه که میتوانند خطر خیانت را افزایش دهند
همه عوامل خیانت از درون فرد ناشی نمیشوند. شرایط حاکم بر رابطه نیز میتواند در افزایش احتمال خیانت نقش داشته باشد.
خشونت خانگی و سوءاستفاده عاطفی، فاصله عاطفی یا جسمی میان زوجها، فشارهای مالی، کمبود ارتباط موثر، نبود احترام و سازگاری پایین از جمله این عوامل هستند.
سازگاری پایین ممکن است زمانی شکل بگیرد که افراد به دلایل نامناسب وارد ازدواج شده باشند. در چنین شرایطی ممکن است فرد به مرور احساس کند انتخابش اشتباه بوده و دچار نوعی پشیمانی از ازدواج شود.
مهمترین دلایل خیانت چیست؟
در بسیاری از موارد، پشت دلایل مختلف خیانت یک مسئله مشترک وجود دارد: نیازهای برآوردهنشده.
ممکن است یکی از طرفین نتواند نیازهای شریک خود را برآورده کند، اما مسئله مهمتر این است که این نیازها همیشه به شکل واضح بیان نمیشوند. شریک عاطفی نمیتواند ذهن طرف مقابل را بخواند و انتظار داشتن نیازهایی که هرگز درباره آنها صحبت نشده، میتواند زمینه نارضایتی را افزایش دهد.
فرار از مشکلات و اجتناب از تعارض نیز یکی دیگر از عوامل مهم است. در یک رابطه بلندمدت، کنار گذاشتن مشکلات به جای مواجهه مستقیم با آنها ممکن است باعث انباشته شدن ناراحتیها و فاصله گرفتن زوجها شود.
نارضایتی و احساس خوشحال نبودن
نارضایتی عاطفی یا جنسی یکی از دلایل رایج مطرحشده برای خیانت است. رابطههای طولانیمدت به توجه و مراقبت دوطرفه نیاز دارند و اگر زوجها برای حفظ صمیمیت تلاش نکنند، ممکن است به مرور از یکدیگر فاصله بگیرند.
رابطهای که از نظر جنسی رضایتبخش نیست نیز گاهی به عنوان یکی از دلایل خیانت در زنان و مردان مطرح میشود.
احساس دیده نشدن و قدردانی نکردن
احساس بیارزش بودن، نادیده گرفته شدن یا مورد توجه قرار نگرفتن میتواند زمینه خیانت را فراهم کند. برای مثال، زمانی که هر دو نفر شاغل هستند، ممکن است یکی از آنها احساس کند بخش عمده کارهای خانه و مراقبت از فرزندان بر دوش اوست.
در چنین شرایطی، توجه گرفتن از فردی خارج از رابطه ممکن است موقتاً احساس ارزشمندی فرد را افزایش دهد. البته احساس بیتوجهی همیشه به معنای بیتوجهی واقعی نیست و گاهی میتواند با انتظارات غیرواقعبینانه از شریک زندگی ارتباط داشته باشد.
تعهد پایین به رابطه
میزان تعهد فرد به رابطه نیز اهمیت زیادی دارد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ نشان داد افرادی که تعهد کمتری به رابطه خود دارند، احتمال بیشتری برای خیانت دارند.
بیحوصلگی و نیاز به هیجان
برخی افراد ممکن است به دنبال هیجان تعقیب کردن یک رابطه جدید یا احساسات ناشی از عشق تازه باشند. در این شرایط، رابطه جدید ممکن است برای فرد نوعی تنوع یا هیجان ایجاد کند.
گاهی فرد ادعا میکند رابطه جدید راهی برای ایجاد هیجان بیشتر در زندگی مشترک بوده است. همچنین «عاشق نبودن» از دلایلی است که اغلب درباره خیانت مطرح میشود؛ مسئلهای که میتواند به درک نادرست از چگونگی تغییر و بلوغ عشق در روابط طولانیمدت مربوط باشد.
تصویر بدنی و نگرانی درباره افزایش سن
نگرانی درباره ظاهر، افزایش سن و احساس از دست دادن جذابیت نیز در برخی روایتهای مربوط به خیانت دیده میشود. برای نمونه، داستانهایی درباره مردان میانسالی که با زنان بسیار جوانتر وارد رابطه میشوند، گاهی به عنوان تلاشی برای اثبات دوباره جذابیت و توانایی جنسی تفسیر شدهاند.
در چنین شرایطی ممکن است فرد حتی مسئولیت رفتار خود را به گردن شریکش بیندازد و ادعا کند که همسرش دیگر به ظاهر خود رسیدگی نمیکند. با این حال، چنین توجیهی مسئولیت تصمیم به خیانت را از فرد خیانتکننده سلب نمیکند.
انتقام
گاهی خیانت به عنوان واکنشی انتقامجویانه اتفاق میافتد. برای مثال، فردی که شریک زندگیاش به او خیانت کرده یا به شکل دیگری آسیب زده است، ممکن است برای تلافی وارد رابطه دیگری شود.
با وجود این، انتقام نیز انتخاب فرد است و آسیب قبلی، رفتار خیانتآمیز را توجیه نمیکند.
نقش اینترنت و فرصت در خیانت
فناوری نیز شکل برخی روابط خارج از تعهد را تغییر داده است. ایجاد یک رابطه پنهانی، بهویژه رابطه عاطفی، نسبت به گذشته آسانتر شده و شبکههای اجتماعی در بسیاری از موارد با خیانت و حتی طلاق ارتباط پیدا کردهاند.
خیانت اینترنتی نیز همچنان میتواند خیانت محسوب شود، حتی اگر دو نفر هیچگاه یکدیگر را حضوری ملاقات نکرده باشند.
فرصت نیز عامل دیگری است. سفرهای کاری، دوری طولانیمدت یا خدمت نظامی میتواند موقعیت بیشتری برای شکلگیری رابطه خارج از تعهد ایجاد کند. دوری ممکن است خطر آشکار شدن رابطه را کاهش دهد یا در برخی افراد احساس تنهایی و دلخوری ایجاد کند.
مرزهای شخصی ضعیف نیز میتوانند خطر خیانت را افزایش دهند. افرادی که در «نه» گفتن مشکل دارند یا بیش از اندازه به خواستههای دیگران پاسخ مثبت میدهند، ممکن است حتی در شرایطی وارد رابطهای شوند که در ابتدا قصد آن را نداشتهاند.
اگر به خیانت شریک زندگی مشکوک هستید چه کار کنید؟
گاهی فرد احساس میکند شریک زندگیاش خیانت میکند، اما مدرک مشخصی در اختیار ندارد. در چنین شرایطی ممکن است فرد بین مطرح کردن مستقیم نگرانی و ترس از بدتر شدن شرایط مردد باشد.
بهترین واکنش برای همه زوجها یکسان نیست، اما اگر نگرانی جدی وجود دارد، توجه به نشانههای احتمالی خیانت و گفتوگوی مستقیم میتواند نقطه شروع باشد. مهم است که شک و نگرانی با واقعیت قطعی اشتباه گرفته نشود و از نتیجهگیری بدون شواهد پرهیز شود.
خیانت؛ فریاد کمک یا راهی برای پایان رابطه؟
در برخی روابط، خیانت ممکن است به شکل یک «فریاد برای کمک» ظاهر شود؛ یعنی فرد با این رفتار تلاش کند زوج را مجبور کند با مشکلاتی مواجه شوند که هر دو از آنها آگاهاند اما مدتها دربارهشان صحبت نکردهاند.
در چنین شرایطی حتی ممکن است فرد به شکلی ناخودآگاه یا آگاهانه تلاش کند خیانتش آشکار شود تا مسئله اصلی دیگر قابل نادیده گرفتن نباشد.
در مقابل، گاهی فرد خیانت را به عنوان راهی برای خروج از یک رابطه عاطفی ناخوشایند میبیند. در هر دو حالت، دلیل خیانت هرچه باشد، نتیجه آن میتواند رابطه را به شدت آسیبپذیر کند یا در شرایطی، زوج را به سمت بازسازی رابطه و حل مشکلات عمیقتر سوق دهد.
اگر به شما خیانت شده، تقصیر شما نیست
شناخت مشکلاتی که پیش از خیانت در رابطه وجود داشتهاند میتواند برای اصلاح آنها مفید باشد، اما این موضوع با مقصر دانستن فرد خیانتدیده تفاوت دارد.
اگر شریک زندگی شما خیانت کرده است، تصمیم او برای خیانت مسئولیت خودش است. حتی اگر رابطه با مشکلات جدی روبهرو بوده باشد، هیچکدام از این مشکلات به معنای مسئول بودن شما در انتخاب او برای خیانت نیست.
پس از آشکار شدن خیانت، احساساتی مانند خشم و حسادت نیز بسیار رایج هستند. زنان در برخی پژوهشها رابطه عاطفی خارج از رابطه را تهدیدکنندهتر از رابطه جنسی دانستهاند، در حالی که مردان در مقایسه تمایل بیشتری به بخشیدن خیانت عاطفی نشان دادهاند. با این حال، حسادت یکی از رایجترین واکنشها در هر دو جنس پس از آگاهی از خیانت شریک زندگی گزارش شده است.
کمک گرفتن از متخصص سلامت روان نیز میتواند به فرد خیانتدیده کمک کند تا با پیامدهای عاطفی این تجربه کنار بیاید و از انباشته شدن خشم و دلخوری جلوگیری کند.
آیا میتوان بعد از خیانت رابطه را نجات داد؟
برخی زوجها پس از خیانت میتوانند از بحران عبور کنند و حتی رابطهای بهتر بسازند، در حالی که برای برخی دیگر ادامه رابطه انتخاب مناسبی نیست.
پیش از تمرکز صرف بر چرایی خیانت از دیدگاه شریک زندگی، بهتر است هر دو نفر نیازهای خود را نیز بررسی کنند. انجام این کار بهخصوص زمانی که خشم و حسادت شدید وجود دارد، آسان نیست.
اگر فردی که خیانت کرده واقعاً قصد حفظ رابطه را دارد، نخستین گام، متوقف کردن خیانت و دروغ گفتن و پذیرفتن مسئولیت کامل انتخاب خود است. سرزنش شریک زندگی یا توجیه رفتار، شانس بازسازی اعتماد را کاهش میدهد.
در عین حال، صبر و دادن فضای کافی به فرد آسیبدیده اهمیت دارد. پذیرفتن مسئولیت به این معنا نیست که حتماً رابطه نجات پیدا خواهد کرد؛ نتیجه به عوامل مختلفی بستگی دارد.
نقش بخشش و تعهد در بازسازی رابطه
امکان عبور از خیانت به دلایل وقوع آن، ویژگیهای شخصیتی و شرایط هر دو طرف بستگی دارد. برای حرکت به سمت آینده، هر دو نفر باید بتوانند به صحبتهای یکدیگر گوش دهند؛ کاری که پس از خیانت میتواند بسیار دشوار باشد.
همچنین نباید فرض کرد انگیزهها، احساسات و نیازهای شریک زندگی دقیقاً شبیه خود ماست. در بسیاری از موارد، کمک گرفتن از یک درمانگر آموزشدیده میتواند روند گفتوگو و بازسازی رابطه را آسانتر کند.
برای زوجهایی که تصمیم میگیرند رابطه را پس از خیانت ادامه دهند، ظرفیت دوطرفه برای بخشش و تعهد قوی به رابطه از عوامل مهم در عبور از این بحران به شمار میرود.
خیانت معمولاً نتیجه یک علت ساده و واحد نیست و نمیتوان هر مورد را با یک توضیح مشترک تحلیل کرد. نارضایتی، کمبود تعهد، بیحوصلگی، نیازهای بیاننشده، مشکلات فردی، تجربههای دوران کودکی و شرایط رابطه میتوانند در کنار یکدیگر نقش داشته باشند. با این حال، شناخت این عوامل نباید به سرزنش فرد خیانتدیده منجر شود؛ تصمیم به خیانت مسئولیت فردی است. اگر زوجی پس از خیانت تصمیم به ادامه رابطه داشته باشد، گفتوگوی صادقانه، پذیرش مسئولیت، تعهد متقابل، ظرفیت بخشش و در صورت نیاز کمک حرفهای، میتوانند مسیر بازسازی رابطه را هموارتر کنند.



