درمان IFS چیست؟ آشنایی با سیستمهای خانواده درونی، تکنیکها، مزایا و اثربخشی

درمان سیستمهای خانواده درونی (IFS) رویکردی است که ذهن انسان را مجموعهای از بخشهای مختلف میداند؛ بخشهایی که هرکدام نقش خاصی دارند و گاهی در واکنش به استرس یا تجربههای آسیبزا، رفتارهای افراطی پیدا میکنند.
درمان IFS چیست؟
سیستمهای خانواده درونی (Internal Family Systems) یا IFS نوعی رویکرد درمانی است که بر این ایده بنا شده است که ذهن هر انسان از بخشها یا خردهشخصیتهای مختلفی تشکیل شده است.
این رویکرد توسط دکتر ریچارد شوارتز شکل گرفت. او با الهام از رویکردهایی مانند خانوادهدرمانی ساختاری، راهبردی، روایی و بوئنی، مفاهیمی را که در کار با خانوادهها به کار میبرد، برای درک دنیای درونی افراد نیز به کار گرفت.
در نگاه IFS، این بخشهای درونی میتوانند نقشهای سالم یا ناسالم داشته باشند. تجربههای دشوار زندگی و تروما ممکن است باعث شوند بعضی از آنها از نقش طبیعی خود خارج شوند و برای محافظت از فرد، واکنشهای شدیدتری نشان دهند.
نکته مهم این است که این نقشها ثابت و تغییرناپذیر نیستند. با شناخت بهتر بخشهای مختلف و ایجاد ارتباط سالمتر میان آنها، میتوان به تعادل بیشتری در دنیای درونی دست پیدا کرد.
هدف اصلی این رویکرد، شناخت «خود» و کمک به هماهنگ شدن بخشهای مختلف ذهن است.
«خود» در درمان IFS چه معنایی دارد؟
یکی از مفاهیم مرکزی در IFS، «خود» یا Self است. در این نظریه، خود هستهای درونی و عمیقتر از بخشهای مختلف شخصیت در نظر گرفته میشود؛ بخشی که میتواند با آرامش و شفقت با سایر بخشها ارتباط برقرار کند.
شوارتز برای توصیف ویژگیهای خود، از هشت ویژگی با حرف C استفاده میکند:
اعتمادبهنفس
آرامش
خلاقیت
وضوح
کنجکاوی
شجاعت
شفقت
ارتباط
همچنین پنج ویژگی با حرف P برای آن مطرح میشود:
حضور
صبوری
داشتن دیدگاه
پشتکار
بازیگوشی
از دیدگاه IFS، فرایند درمان به فرد کمک میکند اعتماد بیشتری به خود پیدا کند و این ویژگیها را برای ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف به کار بگیرد.
بخشهای مختلف در درمان IFS کداماند؟
IFS سه نوع اصلی از بخشهای درونی را معرفی میکند: مدیران، آتشنشانها و تبعیدیها.
مدیران
مدیران نقش محافظتی دارند و تلاش میکنند شرایط را کنترل کنند تا فرد با درد عمیق یا محرکهای ناخوشایند روبهرو نشود.
برنامهریزی افراطی، کنترل کردن شرایط یا تلاش دائمی برای پیشگیری از اتفاقات ناخوشایند میتواند نمونهای از رفتارهایی باشد که در چارچوب این نظریه به بخشهای مدیریتی نسبت داده میشود.
آتشنشانها
آتشنشانها نیز محافظ هستند، اما معمولاً زمانی فعال میشوند که فرد با یک محرک شدید یا احساس دردناک مواجه شده است.
هدف آنها خاموش کردن سریع این درد است؛ حتی اگر راهی که انتخاب میکنند در بلندمدت مفید نباشد. برای مثال، مصرف مواد برای منحرف کردن ذهن از احساسات دردناک میتواند در این چارچوب به عنوان یکی از رفتارهای مرتبط با یک بخش آتشنشان در نظر گرفته شود.
تبعیدیها
تبعیدیها بخشهایی هستند که خاطرات دردناک، احساسات دشوار یا تجربههای آسیبزا را در خود حمل میکنند.
در نظریه IFS، مدیران و آتشنشانها تلاش میکنند مانع از آن شوند که این بخشهای دردناک فرد را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین ممکن است رفتارهای محافظتی شدید در ظاهر مشکلساز باشند، اما از نگاه این رویکرد، هدف اولیه آنها محافظت از فرد در برابر درد است.
تکنیکهای درمان IFS چگونه انجام میشوند؟
درمانگر IFS معمولاً به فرد کمک میکند توجه خود را به دنیای درونیاش معطوف کند، بخشهای مختلف را بشناسد و رابطه متفاوتی با آنها ایجاد کند.
این فرایند را میتوان در شش مرحله اصلی توضیح داد.
۱. پیدا کردن بخش
در مرحله نخست، فرد توجه خود را به درون معطوف میکند. ممکن است درمانگر از روشهایی مانند تمرکز یا مراقبه برای افزایش توجه به تجربه درونی استفاده کند.
فرد ممکن است به احساسات یا حسهای بدنی خاصی توجه کند و از طریق آنها متوجه وجود یک بخش مشخص شود.
برای مثال، همانطور که اضطراب ممکن است باعث ناراحتی معده شود، تجربههای هیجانی نیز میتوانند خود را در قالب احساسات بدنی نشان دهند.
۲. تمرکز
پس از شناسایی یک بخش، توجه فرد روی همان بخش متمرکز میشود.
هدف این است که فرد به جای فرار از تجربه درونی یا واکنش فوری به آن، فرصت بیشتری برای مشاهده و شناخت آن پیدا کند.
۳. شناخت بیشتر بخش
در مرحله بعد، فرد تلاش میکند اطلاعات بیشتری درباره بخش موردنظر به دست آورد.
چه احساسی دارد؟ آیا تصویر، رنگ یا شکل خاصی در ذهن ایجاد میکند؟ آیا فرد احساس میکند این بخش با دوره سنی خاصی از زندگی او ارتباط دارد؟
این مرحله به فرد کمک میکند تجربه درونی خود را دقیقتر مشاهده و توصیف کند.
۴. احساس نسبت به بخش
در این مرحله، فرد بررسی میکند که چه احساسی نسبت به آن بخش دارد.
پاسخ فرد میتواند به درمانگر کمک کند بفهمد این بخش چه جایگاهی در زندگی او پیدا کرده و تا چه اندازه بر افکار، احساسات یا رفتارهایش تاثیر میگذارد.
۵. دوست شدن با بخش
این مرحله ممکن است برای بعضی افراد دشوار باشد. فرد تلاش میکند بخش موردنظر را بهتر بشناسد و حضور آن را بپذیرد.
پذیرش وجود یک بخش به این معنا نیست که فرد باید رفتار آن را برای همیشه حفظ کند. هدف این است که ابتدا نقش و کارکرد آن بخش بهتر درک شود.
۶. شناخت ترس
در آخرین مرحله، فرد بررسی میکند که بخش موردنظر از چه چیزی میترسد.
برای مثال، ممکن است مشخص شود یک بخش خاص تلاش میکند فرد را کنترل کند زیرا از تکرار یک تجربه دردناک میترسد. شناخت این ترس میتواند به درک بهتر دلیل شکلگیری رفتارهای محافظتی کمک کند.
آیا میتوان درمان IFS را به تنهایی انجام داد؟
برخی تکنیکهای مرتبط با IFS را میتوان به صورت فردی برای خودشناسی و توجه به تجربههای درونی تمرین کرد.
با این حال، کار کردن با یک درمانگر آموزشدیده در این رویکرد میتواند به فرد کمک کند فرایند خودکاوی را با ساختار و حمایت بیشتری دنبال کند؛ بهویژه زمانی که تجربههای دردناک یا هیجانهای شدید مطرح میشوند.
در خودکاوی نیز بهتر است فرد از وادار کردن خود به مواجهه با خاطرات یا احساساتی که تحمل آنها برایش دشوار است، خودداری کند.
در جلسه درمان IFS چه اتفاقی میافتد؟
اولین جلسه معمولاً با آشنایی با فرایند درمان و ارزیابی اولیه آغاز میشود.
درمانگر درباره نیازهای فرد، مشکلاتی که تجربه میکند و اهدافی که از درمان دارد سوال میپرسد. ایجاد رابطهای امن و مبتنی بر اعتماد میان درمانگر و مراجع نیز اهمیت زیادی دارد.
در جلسات بعدی، فرد با کمک درمانگر بخشهای مختلف خود را شناسایی میکند و تلاش میشود ارتباط میان آنها بهتر شود.
جلسات میتوانند شامل گفتوگو، خودکاوی و توجه به تجربههای درونی باشند. هنگام تمرکز روی بخشهای درونی، احساساتی مانند ناراحتی، ترس، شرم یا خشم ممکن است ظاهر شوند.
این تجربه لزوماً به معنای نامناسب بودن فرایند نیست، اما مدیریت این هیجانها باید با توجه به شرایط فرد و با راهنمایی درمانگر انجام شود.
درمان IFS برای چه مشکلاتی کاربرد دارد؟
IFS علاوه بر مسائل عمومی زندگی مانند سوگ، مشکلات رابطهای و چالشهای شغلی، میتواند برای افزایش تابآوری و تقویت عزتنفس نیز مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از ویژگیهای این رویکرد، نگاه غیرآسیبشناسانه آن است؛ یعنی تلاش میکند فرد را صرفاً به یک تشخیص روانشناختی تقلیل ندهد.
با این حال، IFS در پژوهشها و کاربردهای بالینی برای طیفهایی از مشکلات روانشناختی نیز بررسی شده است، از جمله:
اضطراب
اختلال وسواس فکری-عملی
اختلال افسردگی اساسی
اختلال دوقطبی
اختلال تجزیهای هویت
اختلالات خوردن
اختلالات مصرف مواد
پژوهشهای انجامشده درباره تروما نیز نتایج امیدوارکنندهای نشان دادهاند. برای مثال، یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ گزارش کرد که استفاده از IFS در بزرگسالانی که در کودکی تجربههای آسیبزا داشتهاند، با کاهش قابل توجه علائم اختلال استرس پس از سانحه همراه بوده است.
البته این نتایج به معنای اثبات اثربخشی قطعی IFS برای همه این شرایط نیست و میزان شواهد برای مشکلات مختلف یکسان نیست.
مزایای درمان IFS چیست؟
پژوهش روی زنان در سنین دانشگاهی که افسردگی متوسط تا شدید داشتند، چند مزیت را برای این رویکرد گزارش کرده است.
یکی از این مزایا، تقویت احساس توانمندی از طریق خودرهبری و کمک به ایجاد تعادل درونی بود. شرکتکنندگان همچنین از افزایش شفقت نسبت به خود و درک بهتر تجربههای درونی خود صحبت کردند.
این رویکرد میتواند به فرد کمک کند علائم افسردگی را در ارتباط با استرسها یا تجربههای آسیبزا بهتر درک کند و برای مواجهه با دشواریهای هیجانی آینده آمادگی بیشتری داشته باشد.
در مجموع، خودشناسی، خودشفقتی و ایجاد رابطهای متفاوت با تجربههای هیجانی از محورهای مهم مزایای گزارششده برای IFS هستند.
اثربخشی درمان IFS چقدر است؟
IFS در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، اما در مقایسه با برخی رویکردهای رواندرمانی، هنوز پژوهشهای گستردهای درباره آن انجام نشده است.
با این حال، در مطالعه مربوط به زنان دانشجو و همچنین پژوهشی روی افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید، استفاده از IFS با کاهش نشانههای افسردگی همراه بود. در مطالعه آرتریت روماتوئید، کاهش علائم درد نیز گزارش شد.
در سال ۲۰۱۵، IFS در «ثبت ملی برنامهها و اقدامات مبتنی بر شواهد» متعلق به اداره خدمات سوءمصرف مواد و سلامت روان آمریکا قرار گرفت. این ثبت، اثربخشی IFS را در ارتباط با مطالعه آرتریت روماتوئید مورد توجه قرار داده بود.
در آن زمان، این رویکرد از نظر بهبود بهزیستی، رتبه «موثر» دریافت کرد و برای حوزههایی مانند بهبود فوبیا، حملات پانیک، اختلال اضطراب فراگیر و علائم آنها، برخی شرایط و علائم جسمی، تابآوری و خودپنداره، و افسردگی و علائم افسردگی نیز به عنوان رویکردی «امیدبخش» ارزیابی شد.
با این حال، این ثبت در سال ۲۰۱۸ متوقف شد؛ بنابراین ارجاع به آن نباید به عنوان یک ارزیابی فعلی از شواهد اثربخشی IFS تلقی شود.
محدودیتها و نقدهای درمان IFS
مانند هر رویکرد درمانی دیگری، IFS نیز محدودیتها و نقدهایی دارد.
یکی از انتقادهای مطرحشده این است که این رویکرد ممکن است به اندازه کافی به زیربناهای عصبزیستی برخی مشکلات سلامت روان توجه نکند.
همچنین درباره برخی کاربردهای IFS، ادعاهایی در پروندههای حقوقی مطرح شده است مبنی بر اینکه بعضی درمانگران مراجعان را به سمت «بازیابی خاطرات» مربوط به تروماهای سرکوبشده سوق دادهاند. موضوع خاطرات بازیابیشده در روانشناسی همچنان بحثبرانگیز است و نباید خاطرات احتمالی را بدون بررسی دقیق، به عنوان واقعیت تاریخی قطعی در نظر گرفت.
از سوی دیگر، اگر فرد مبتلا به اسکیزوفرنی باشد یا با هذیان فعال و پارانویا مواجه باشد، این رویکرد ممکن است گزینه مناسبی نباشد و انتخاب روش درمانی باید با ارزیابی متخصص انجام شود.
آیا ممکن است درمان IFS در ابتدا حال فرد را بدتر کند؟
مواجهه با مشکلات و تجربههای دردناک ممکن است در مقطعی باعث افزایش ناراحتی هیجانی شود.
احساساتی مانند ترس، شرم، خشم یا ناراحتی هنگام خودکاوی ممکن است ظاهر شوند. با این حال، تشدید قابل توجه علائم یا ایجاد رفتارهایی مانند خودآسیبرسانی و افکار خودکشی موضوعی جدی است و باید هرچه سریعتر با درمانگر مطرح شود.
در چنین شرایطی ممکن است لازم باشد شدت یا سرعت فرایند درمان تغییر کند و ایمنی فرد در اولویت قرار گیرد.
اگر فرد در معرض خطر فوری باشد، باید از خدمات اورژانسی و حمایتهای بحران محلی استفاده کند.
چگونه درمانگر IFS پیدا کنیم؟
اگر فردی قصد دارد IFS را امتحان کند، یکی از راههای پیدا کردن درمانگر آموزشدیده، استفاده از فهرست درمانگران «موسسه IFS» است.
این فهرست امکان بررسی سطح آموزش درمانگران در حوزه IFS و در برخی موارد میزان ظرفیت آنها برای پذیرش مراجع جدید را فراهم میکند.
پیش از انتخاب درمانگر نیز میتوان با چند متخصص یک جلسه مشاوره کوتاه، برای مثال حدود ۱۵ دقیقه، داشت تا مشخص شود آیا فرد با شیوه کار و فضای درمان احساس راحتی میکند یا نه.
ترجیح فرد برای درمان حضوری یا آنلاین نیز میتواند در انتخاب درمانگر نقش داشته باشد.
در اولین جلسه، فرایند مشابه بسیاری از انواع رواندرمانی است: تکمیل فرمهای اولیه، صحبت درباره سابقه و شرایط فرد و توضیح دلایلی که او را به درمان رسانده است. در برخی موارد، ممکن است شناسایی بخشهای مختلف از همان جلسه نخست آغاز شود.
آیا IFS برای همه مناسب است؟
IFS میتواند برای برخی افراد رویکرد مفیدی برای خودشناسی و کار روی تجربههای هیجانی باشد، اما یک روش واحد برای همه مشکلات و همه افراد وجود ندارد.
شدت علائم، نوع مشکل، سابقه فرد، شرایط جسمی و روانی و توانایی او برای تحمل خودکاوی از عواملی هستند که باید در انتخاب روش درمانی در نظر گرفته شوند.
به همین دلیل، بهتر است انتخاب IFS بر اساس گفتوگو با یک متخصص واجد صلاحیت و ارزیابی شرایط فرد انجام شود، نه صرفاً بر اساس محبوبیت یک رویکرد.
چرا درمان IFS اهمیت دارد؟
درمان سیستمهای خانواده درونی تلاش میکند به جای نگاه کردن به افکار و رفتارهای دشوار به عنوان بخشهایی از شخصیت که باید حذف شوند، آنها را به عنوان بخشهایی دارای نقش و کارکرد بررسی کند.
در این نگاه، حتی واکنشهایی که در ظاهر ناسالم هستند ممکن است در ابتدا با هدف محافظت از فرد در برابر درد شکل گرفته باشند. شناخت این بخشها و درک ترسها و نیازهای پشت آنها میتواند مسیر متفاوتی برای خودشناسی ایجاد کند.
با وجود نتایج امیدوارکننده در برخی پژوهشها، شواهد علمی درباره IFS هنوز به اندازه برخی رویکردهای رواندرمانی دیگر گسترده نیست. بنابراین بهتر است درباره اثربخشی آن با احتیاط صحبت کنیم و آن را جایگزین قطعی سایر درمانهای مبتنی بر شواهد ندانیم.
در نهایت، مهمترین ایده IFS را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: شناخت بخشهای مختلف درونی، به جای جنگیدن با آنها، میتواند به فرد کمک کند رابطه آگاهانهتر و شفقتآمیزتری با دنیای درونی خود ایجاد کند.





