سایت تابع قوانین جاری کشور می باشد و در صورت درخواست مطلبی حذف خواهد شد سایت تابع قوانین جاری کشور می باشد و در صورت درخواست مطلبی حذف خواهد شد
مجله روانشناسی و اجتماعی

علت اختلال شخصیت مرزی چیست؟ نقش ژنتیک، تجربه‌های کودکی و مغز

اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک علت واحد و مشخص ندارد؛ پژوهش‌ها نشان می‌دهند ترکیبی از عوامل ژنتیکی، زیستی و محیطی می‌تواند در شکل‌گیری آن نقش داشته باشد. تجربه‌های دشوار دوران کودکی، برخی تفاوت‌های ژنتیکی و تغییرات مرتبط با عملکرد مغز از جمله عواملی هستند که بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

اختلال شخصیت مرزی چگونه ایجاد می‌شود؟

اختلال شخصیت مرزی یکی از شرایط پیچیده سلامت روان است و هنوز علت دقیق و قطعی ایجاد آن مشخص نشده است.

اگر فردی خود یا یکی از نزدیکانش با این اختلال مواجه باشد، ممکن است از خود بپرسد چه چیزی باعث ایجاد آن شده یا آیا شخص خاصی مسئول آن است. شواهد موجود نشان می‌دهند که چنین نگاه ساده‌ای نمی‌تواند پیچیدگی این اختلال را توضیح دهد.

بیشتر پژوهشگران معتقدند اختلال شخصیت مرزی حاصل تعامل چند عامل مختلف است؛ از جمله عوامل زیستی، ژنتیکی و محیطی. با این حال، نظریه‌های موجود هنوز قطعی نیستند و برای مشخص شدن اینکه هر عامل دقیقاً چگونه با این اختلال ارتباط دارد، به پژوهش‌های بیشتری نیاز است.

بنابراین، نمی‌توان یک تجربه، یک ژن یا یک عامل مشخص را به عنوان علت اختلال شخصیت مرزی معرفی کرد.

تجربه‌های دوران کودکی چه نقشی دارند؟

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مورد بررسی در پژوهش‌های مربوط به اختلال شخصیت مرزی، تجربه‌های دشوار دوران کودکی است.

شواهد قابل توجهی نشان می‌دهند که برخی تجربه‌های ناخوشایند، به‌ویژه تجربه‌هایی که در ارتباط با مراقبان کودک رخ می‌دهند، با افزایش احتمال بروز این اختلال ارتباط دارند.

این تجربه‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

جدایی زودهنگام از مراقبان
غفلت عاطفی یا جسمی
بی‌توجهی والدین به نیازهای عاطفی کودک
سوءاستفاده جسمی
سوءاستفاده جنسی

با این حال، وجود چنین تجربه‌هایی به این معنا نیست که فرد حتماً به اختلال شخصیت مرزی مبتلا خواهد شد.

محیط عاطفی نامعتبر چیست؟

یکی از مفاهیمی که در توضیح عوامل مرتبط با اختلال شخصیت مرزی مطرح می‌شود، محیط عاطفی نامعتبر است.

محیط نامعتبر محیطی است که در آن نیازهای عاطفی کودک به اندازه کافی دیده، پذیرفته یا پاسخ داده نمی‌شوند. در چنین شرایطی ممکن است کودک یاد بگیرد احساسات خود را نادیده بگیرد یا تصور کند واکنش‌های عاطفی او بی‌اهمیت یا اشتباه هستند.

این نوع محیط همیشه آشکار نیست. گاهی تجربه‌هایی که از بیرون مثبت به نظر می‌رسند نیز می‌توانند دربرگیرنده بی‌اعتنایی به احساسات کودک باشند.

برای مثال، ممکن است کودک ناراحت باشد، اما به جای اینکه احساس او شنیده شود، صرفاً از او خواسته شود «قوی» باشد یا ناراحتی خود را کنار بگذارد. در برخی شرایط، حتی رفتارهایی که ظاهراً شبیه تحسین هستند می‌توانند احساسات واقعی کودک را نادیده بگیرند.

با این حال، نباید از این موضوع نتیجه گرفت که همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی چنین محیطی را تجربه کرده‌اند یا همه کودکانی که در محیط نامعتبر رشد کرده‌اند، به این اختلال مبتلا می‌شوند.

احتمالاً تعامل میان ویژگی‌های زیستی فرد و محیطی که در آن رشد می‌کند، اهمیت بیشتری از یک عامل منفرد دارد.

آیا اختلال شخصیت مرزی ارثی است؟

ژنتیک نیز یکی دیگر از عوامل مهم در پژوهش‌های مربوط به اختلال شخصیت مرزی است.

مطالعات اولیه نشان داده بودند که این اختلال می‌تواند در خانواده‌ها بیشتر دیده شود، اما مشخص نبود این الگو تا چه اندازه ناشی از ژنتیک است و چه مقدار به محیط مشترک اعضای خانواده مربوط می‌شود.

شواهد جدیدتر نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی در کنار عوامل محیطی می‌توانند در شکل‌گیری اختلال شخصیت مرزی نقش داشته باشند.

به عبارت دیگر، ژنتیک به تنهایی سرنوشت فرد را تعیین نمی‌کند. ممکن است یک ویژگی ژنتیکی حساسیت فرد را نسبت به برخی شرایط افزایش دهد، اما محیط و تجربه‌های زندگی نیز در چگونگی بروز این آسیب‌پذیری اهمیت دارند.

ارتباط ژن سروتونین با اختلال شخصیت مرزی

یکی از حوزه‌های مورد مطالعه، ژن‌هایی هستند که در نحوه استفاده مغز از سروتونین نقش دارند.

سروتونین یک ماده شیمیایی طبیعی در مغز است که در فرایندهای مختلف مرتبط با خلق، هیجان و رفتار نقش دارد. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تغییرات خاص در ژن مرتبط با عملکرد سروتونین ممکن است با افزایش احتمال بروز ویژگی‌های مرتبط با اختلال شخصیت مرزی ارتباط داشته باشد؛ به‌ویژه زمانی که فرد همزمان تجربه‌های دشوار دوران کودکی را پشت سر گذاشته باشد.

این یافته‌ها بیشتر از آنکه یک «ژن عامل اختلال شخصیت مرزی» را معرفی کنند، از احتمال تعامل میان آسیب‌پذیری ژنتیکی و محیط حمایت می‌کنند.

آزمایش روی میمون‌ها چه چیزی نشان داد؟

یکی از مطالعات مورد اشاره در این حوزه روی میمون‌ها انجام شد.

پژوهشگران دریافتند میمون‌هایی که دارای تغییر ژنتیکی مرتبط با سروتونین بودند، در صورتی که از مادر خود جدا شده و در محیط‌هایی با مراقبت کمتر رشد کرده بودند، رفتارهایی نشان می‌دادند که شباهت‌هایی با برخی ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی داشت.

در مقابل، میمون‌هایی که همان تغییر ژنتیکی را داشتند اما توسط مادرانی مراقبت‌کننده و حمایتگر پرورش یافته بودند، بسیار کمتر چنین رفتارهایی را نشان دادند.

این یافته به اهمیت تعامل میان ژنتیک و محیط اشاره می‌کند؛ اما نباید نتایج یک مطالعه حیوانی را به شکل مستقیم معادل تجربه انسان در نظر گرفت.

مغز افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی چه تفاوتی دارد؟

پژوهش‌های مختلف نشان داده‌اند که در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، تفاوت‌هایی در ساختار و عملکرد مغز مشاهده می‌شود.

برخی مطالعات این اختلال را با فعالیت بیش از حد در بخش‌هایی از مغز که در تجربه و بیان هیجان نقش دارند، مرتبط دانسته‌اند.

یکی از نواحی مهم در این زمینه سیستم لیمبیک است؛ مجموعه‌ای از ساختارهای مغزی که در فرایندهایی مانند ترس، خشم و برخی واکنش‌های هیجانی نقش دارند.

بر اساس برخی یافته‌ها، فعالیت این سیستم در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌تواند بیشتر از افراد بدون این اختلال باشد. این تفاوت ممکن است با برخی ویژگی‌های مرتبط با بی‌ثباتی هیجانی ارتباط داشته باشد.

البته مشاهده تفاوت در فعالیت یا ساختار مغز به تنهایی به این معنا نیست که علت اختلال مشخص شده است. مغز و تجربه‌های زندگی بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و هنوز مشخص نیست هر یک از این تفاوت‌ها علت هستند، پیامد هستند یا حاصل تعامل چند عامل.

نقش اکسی‌توسین در اختلال شخصیت مرزی

پژوهش‌های جدیدتر همچنین ارتباط‌هایی میان هورمون اکسی‌توسین و اختلال شخصیت مرزی بررسی کرده‌اند.

اکسی‌توسین در فرایندهای مختلف اجتماعی و عاطفی بدن نقش دارد و به همین دلیل، ارتباط احتمالی آن با برخی ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

با این حال، این حوزه همچنان در حال مطالعه است و نمی‌توان بر اساس یافته‌های فعلی گفت که اکسی‌توسین علت اختلال شخصیت مرزی است.

آیا والدین باعث ایجاد اختلال شخصیت مرزی می‌شوند؟

یکی از برداشت‌های نادرست درباره این اختلال این است که می‌توان وجود آن را به رفتار یک والد یا یک تجربه خاص نسبت داد.

واقعیت این است که شواهد موجود از یک علت واحد حمایت نمی‌کنند. برخی تجربه‌های کودکی ممکن است با افزایش احتمال ابتلا ارتباط داشته باشند، اما همه افراد مبتلا چنین تجربه‌هایی نداشته‌اند و همه افرادی که چنین تجربه‌هایی داشته‌اند نیز به اختلال شخصیت مرزی مبتلا نمی‌شوند.

بنابراین، بهتر است به جای جست‌وجوی یک مقصر، اختلال شخصیت مرزی را نتیجه احتمالی تعامل چند عامل در نظر بگیریم.

این نگاه همچنین اهمیت زیادی برای فرد مبتلا دارد؛ زیرا داشتن این اختلال به معنای تقصیر او یا خانواده‌اش نیست.

چرا شناخت علت‌های احتمالی اختلال شخصیت مرزی اهمیت دارد؟

شناخت عوامل مرتبط با اختلال شخصیت مرزی می‌تواند به پژوهشگران کمک کند بفهمند چرا برخی افراد در برابر شرایط دشوار آسیب‌پذیرتر هستند و چگونه می‌توان روش‌های پیشگیری و درمان موثرتری ایجاد کرد.

در عین حال، دانستن اینکه علت اختلال چندعاملی است می‌تواند از ساده‌سازی بیش از حد مسئله جلوگیری کند.

برای مثال، نمی‌توان گفت «تجربه کودکی» به تنهایی باعث اختلال شخصیت مرزی شده است یا وجود یک عامل ژنتیکی به این معناست که فرد حتماً به این اختلال مبتلا خواهد شد.

به نظر می‌رسد تصویر دقیق‌تر، ترکیبی از آمادگی زیستی، عوامل ژنتیکی، تجربه‌های محیطی و نحوه تعامل این عوامل با یکدیگر باشد.

آیا می‌توان اختلال شخصیت مرزی را درمان کرد؟

شناخت علت‌های احتمالی اختلال شخصیت مرزی فقط برای توضیح گذشته اهمیت ندارد؛ بلکه می‌تواند درک ما از مسیر کمک و درمان را نیز بهتر کند.

از آنجا که این اختلال یک علت واحد ندارد، رویکرد به آن نیز صرفاً به یک عامل خاص محدود نمی‌شود. متخصص سلامت روان می‌تواند با توجه به وضعیت فرد، علائم، سابقه زندگی و نیازهای او، گزینه‌های درمانی مناسب را بررسی کند.

اگر فردی با نشانه‌های قابل توجه اختلال شخصیت مرزی مواجه است، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان می‌تواند به روشن شدن وضعیت و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.

علت اختلال شخصیت مرزی یک عامل واحد نیست

علت دقیق اختلال شخصیت مرزی هنوز مشخص نشده است، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این اختلال احتمالاً حاصل تعامل چند عامل است.

تجربه‌های دشوار دوران کودکی، محیط عاطفی نامعتبر، عوامل ژنتیکی، تفاوت‌های ساختاری و عملکردی مغز و برخی فرایندهای زیستی مانند عملکرد سروتونین و اکسی‌توسین از جمله حوزه‌هایی هستند که در پژوهش‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

مهم‌ترین نکته این است که هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان به تنهایی علت قطعی اختلال شخصیت مرزی دانست. داشتن تجربه‌های نامطلوب دوران کودکی به معنای ابتلا به این اختلال نیست و وجود یک ویژگی ژنتیکی نیز سرنوشت فرد را تعیین نمی‌کند.

در نهایت، اختلال شخصیت مرزی را بهتر است نتیجه تعامل پیچیده میان زیست‌شناسی، ژنتیک و محیط بدانیم؛ نگاهی که هم با شواهد علمی سازگارتر است و هم از سرزنش فرد یا خانواده برای شرایطی پیچیده و چندعاملی جلوگیری می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا