سایت تابع قوانین جاری کشور می باشد و در صورت درخواست مطلبی حذف خواهد شد سایت تابع قوانین جاری کشور می باشد و در صورت درخواست مطلبی حذف خواهد شد
مجله روانشناسی و اجتماعی

بیزاری شرطی از غذا چیست؟ چرا بعد از یک بار بیماری از یک غذا متنفر می‌شویم؟

تا به حال غذایی خورده‌اید و چند ساعت بعد بیمار شده باشید، اما از آن زمان حتی فکر کردن به همان غذا حالت تهوع ایجاد کند؟ این واکنش که «بیزاری شرطی از غذا» نام دارد، یکی از نمونه‌های جالب یادگیری در روان‌شناسی است؛ پدیده‌ای که گاهی تنها پس از یک تجربه ناخوشایند و حتی با فاصله چندساعته میان خوردن غذا و بیمار شدن شکل می‌گیرد.

بیزاری شرطی از غذا چیست؟

بیزاری شرطی از غذا (Conditioned Taste Aversion) زمانی اتفاق می‌افتد که فرد پس از خوردن یک ماده غذایی دچار بیماری یا حالت تهوع شود و پس از آن از خوردن همان غذا اجتناب کند.

نکته جالب این است که حتی اگر فرد بداند آن غذا واقعاً عامل بیماری نبوده، ممکن است باز هم نتواند آن را بخورد. برای مثال، ممکن است فردی سوشی بخورد و چند ساعت بعد به دلیل یک عفونت معده بیمار شود. با وجود اینکه سوشی عامل بیماری نبوده است، ممکن است بعدها از خوردن آن اجتناب کند.

این پدیده یکی از نمونه‌های خاص شرطی‌سازی کلاسیک (Classical Conditioning) محسوب می‌شود و نشان می‌دهد مغز چگونه می‌تواند میان یک ماده غذایی و تجربه ناخوشایند بیماری ارتباط برقرار کند.

چرا ممکن است فقط با یک بار تجربه ایجاد شود؟

در بسیاری از نمونه‌های شرطی‌سازی کلاسیک، برای ایجاد یک پاسخ شرطی ممکن است چند بار همراه شدن یک محرک با پیامد خاص لازم باشد. اما بیزاری شرطی از غذا می‌تواند تنها پس از یک تجربه ناخوشایند شکل بگیرد.

در این حالت، خوردن غذا که ابتدا یک محرک خنثی محسوب می‌شود، با بیماری یا احساس ناخوشی همراه می‌شود. پس از این تجربه، همان غذا می‌تواند به محرکی تبدیل شود که به‌تنهایی احساس ناخوشایند یا اجتناب را برانگیزد.

به همین دلیل، بیزاری شرطی از غذا نمونه‌ای از یادگیری تک‌آزمایشی است؛ یعنی یک بار همراه شدن دو رویداد می‌تواند برای ایجاد یک پاسخ آموخته‌شده کافی باشد.

فاصله چندساعته میان غذا و بیماری چه اهمیتی دارد؟

یکی از ویژگی‌های غیرمعمول بیزاری شرطی از غذا این است که لازم نیست خوردن غذا و شروع بیماری بلافاصله پشت سر هم اتفاق بیفتند.

ممکن است فرد غذایی را در یک رستوران بخورد و چند ساعت بعد دچار تهوع یا بیماری شدید شود. با وجود این فاصله زمانی، مغز ممکن است میان غذا و بیماری ارتباط برقرار کند.

این موضوع با الگوی معمول شرطی‌سازی کلاسیک تفاوت دارد. در بسیاری از نمونه‌های کلاسیک، فاصله میان محرک‌ها بسیار کوتاه است؛ اما در بیزاری غذایی، این فاصله می‌تواند چند ساعت باشد.

همین ویژگی باعث شده است بیزاری شرطی از غذا به یکی از نمونه‌های مهم برای بررسی سازوکارهای یادگیری و نقش آمادگی زیستی در رفتار تبدیل شود.

یک مثال ساده از بیزاری شرطی از غذا

فرض کنید در سفر، در یک رستوران یک انچیلادای مرغ می‌خورید. چند ساعت بعد، به‌شدت بیمار می‌شوید و دچار حالت تهوع و استفراغ می‌شوید.

حتی اگر بعدها متوجه شوید که احتمالاً یک ویروس گوارشی را از یکی از همراهان سفرتان گرفته‌اید و غذای رستوران عامل بیماری نبوده است، ممکن است برای سال‌ها نتوانید دوباره آن غذا را بخورید.

حتی بوی غذایی مشابه نیز ممکن است احساس تهوع یا ناخوشایندی ایجاد کند. در این شرایط، واکنش شما لزوماً نتیجه یک تصمیم آگاهانه نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک ارتباط آموخته‌شده میان غذا و بیماری باشد.

اگر درباره غذاهایی که از آنها بیزار هستید فکر کنید، شاید بتوانید یکی از آنها را به دوره‌ای از بیماری، تهوع یا ناراحتی گوارشی در گذشته مرتبط کنید.

بیزاری غذایی آگاهانه است یا ناخودآگاه؟

بیزاری شرطی از غذا می‌تواند هم به شکل آگاهانه و هم ناخودآگاه تجربه شود.

گاهی فرد به‌خوبی می‌داند چرا از یک غذا دوری می‌کند. برای مثال، ممکن است به یاد داشته باشد که بعد از خوردن آن غذا بیمار شده است.

اما در برخی موارد، فرد فقط می‌داند که از یک غذای خاص بدش می‌آید و دلیل دقیق این واکنش را به خاطر نمی‌آورد. با این حال، ممکن است ریشه این بیزاری به تجربه‌ای ناخوشایند در گذشته بازگردد.

این موضوع نشان می‌دهد که یادگیری همیشه به شکل آگاهانه اتفاق نمی‌افتد و برخی ارتباط‌های میان تجربه‌ها می‌توانند بدون آگاهی کامل فرد بر رفتار او اثر بگذارند.

بیزاری شرطی از غذا چگونه شکل می‌گیرد؟

برای درک این پدیده، باید اجزای اصلی شرطی‌سازی را در نظر گرفت.

در ابتدا، غذا یک محرک خنثی است. خوردن آن به‌خودی‌خود لزوماً باعث ایجاد پاسخ خاصی نمی‌شود. سپس بیماری یا احساس ناخوشی به‌عنوان یک محرک غیرشرطی (Unconditioned Stimulus) ظاهر می‌شود و به‌طور طبیعی احساس بیماری ایجاد می‌کند.

در این مرحله، احساس بیماری یک پاسخ غیرشرطی (Unconditioned Response) محسوب می‌شود.

پس از ایجاد ارتباط میان غذا و بیماری، همان غذای قبلی می‌تواند به یک محرک شرطی (Conditioned Stimulus) تبدیل شود. در نتیجه، فرد ممکن است با دیدن، بوییدن یا فکر کردن به آن غذا، احساس ناخوشایند یا تمایل به اجتناب از آن را تجربه کند.

به زبان ساده، مغز یاد می‌گیرد که یک غذای خاص را با احتمال بیماری مرتبط کند.

چرا بیزاری از غذا با شرطی‌سازی کلاسیک معمول متفاوت است؟

بیزاری شرطی از غذا از یک جهت مهم با مدل‌های معمول شرطی‌سازی کلاسیک تفاوت دارد: فاصله زمانی میان محرک‌ها می‌تواند بسیار طولانی باشد.

در آزمایش‌های کلاسیک شرطی‌سازی، معمولاً انتظار می‌رود محرک‌ها در فاصله زمانی بسیار کوتاهی از یکدیگر ارائه شوند. اما در بیزاری غذایی، ممکن است چندین ساعت میان خوردن غذا و شروع بیماری فاصله وجود داشته باشد.

تفاوت دیگر این است که این یادگیری می‌تواند تنها با یک بار تجربه شکل بگیرد.

بنابراین، این پدیده در ابتدا با برخی پیش‌بینی‌های رایج درباره شرطی‌سازی کلاسیک سازگار به نظر نمی‌رسید و همین موضوع توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد.

آزمایش جان گارسیا چه چیزی را نشان داد؟

یکی از پژوهشگران مهم در مطالعه بیزاری شرطی از غذا، روان‌شناس آمریکایی جان گارسیا (John Garcia) بود.

گارسیا در یکی از آزمایش‌های خود به موش‌های آزمایشگاهی آب طعم‌دار داد. آب طعم‌دار در ابتدا برای موش‌ها یک محرک خنثی بود.

چند ساعت بعد، پژوهشگران ماده‌ای به موش‌ها تزریق کردند که باعث بیماری آنها می‌شد. وقتی بعدها دوباره آب طعم‌دار در اختیار موش‌ها قرار گرفت، موش‌ها از نوشیدن آن خودداری کردند.

این آزمایش نشان داد که حتی با وجود فاصله زمانی قابل توجه میان مصرف آب طعم‌دار و ایجاد بیماری، می‌توان یک بیزاری پایدار ایجاد کرد.

چرا یافته‌های گارسیا بحث‌برانگیز بود؟

نتایج پژوهش گارسیا با بخشی از برداشت‌های رایج درباره شرطی‌سازی کلاسیک تفاوت داشت. به همین دلیل، برخی روان‌شناسان در ابتدا نسبت به یافته‌های او قانع نشده بودند.

در دیدگاه‌های کلاسیک شرطی‌سازی، این تصور وجود داشت که اگر یک محرک خنثی و یک محرک غیرشرطی در فاصله نزدیک زمانی قرار بگیرند، احتمال ایجاد پاسخ شرطی بیشتر است.

پاولف نیز بر اهمیت نزدیکی زمانی محرک‌ها در شکل‌گیری ارتباط‌های شرطی تاکید داشت. اما بیزاری غذایی نشان داد که در شرایط خاص، حتی فاصله‌ای چندساعته نیز می‌تواند برای ایجاد چنین ارتباطی کافی باشد.

گارسیا در توصیف این پدیده تاکید کرده بود که بیزاری‌های چشایی به‌سادگی در چارچوب موجود شرطی‌سازی کلاسیک یا کنشگر قرار نمی‌گیرند و به‌طور انتخابی بیشتر به مزه‌ها و بوهای مرتبط با غذا مربوط می‌شوند.

آمادگی زیستی چه نقشی در بیزاری غذایی دارد؟

یکی از توضیح‌های مهم برای این پدیده، مفهوم آمادگی زیستی (Biological Preparedness) است.

آمادگی زیستی به این ایده اشاره دارد که موجودات زنده از نظر زیستی برای ایجاد برخی ارتباط‌ها میان محرک‌ها آمادگی بیشتری دارند.

برای مثال، اگر یک حیوان غذایی بخورد و پس از آن بیمار شود، توانایی ایجاد ارتباط میان آن غذا و بیماری می‌تواند برای بقای حیوان اهمیت داشته باشد. در چنین شرایطی، اجتناب از غذایی که احتمالاً خطرناک تلقی شده است، می‌تواند رفتار محافظتی مهمی باشد.

از این منظر، اینکه بیزاری غذایی می‌تواند بسیار سریع و حتی پس از یک تجربه ایجاد شود، چندان عجیب نیست. اگر مغز بتواند یک ماده غذایی را با بیماری مرتبط کند، دوری کردن از آن غذا می‌تواند احتمال تجربه دوباره یک وضعیت ناخوشایند را کاهش دهد.

چرا مغز حتی وقتی می‌داند غذا مقصر نبوده، آن را پس می‌زند؟

یکی از جالب‌ترین جنبه‌های بیزاری شرطی از غذا این است که آگاهی منطقی همیشه نمی‌تواند این واکنش را از بین ببرد.

ممکن است بدانید بیماری شما به دلیل یک ویروس گوارشی بوده و هیچ ارتباطی با غذایی که چند ساعت قبل خورده‌اید نداشته است. با این حال، وقتی همان غذا را می‌بینید یا بوی آن را احساس می‌کنید، ممکن است دوباره حالت تهوع بگیرید.

این موضوع نشان می‌دهد که میان دانستن علت واقعی بیماری و واکنش آموخته‌شده بدن و مغز تفاوت وجود دارد.

به عبارت دیگر، فرد ممکن است از نظر منطقی بداند غذا بی‌خطر است، اما ارتباطی که در اثر تجربه ناخوشایند شکل گرفته، همچنان بر رفتار و واکنش او تاثیر بگذارد.

بیزاری شرطی از غذا چقدر ماندگار است؟

بیزاری‌های شرطی از غذا می‌توانند از چند روز تا چند سال ادامه داشته باشند.

مدت ماندگاری این واکنش در افراد مختلف یکسان نیست و به تجربه‌ای که باعث ایجاد بیزاری شده و شرایط فرد بستگی دارد.

در برخی موارد، با گذشت زمان فرد دوباره می‌تواند آن غذا را مصرف کند؛ اما در موارد دیگر، بیزاری ممکن است برای مدت بسیار طولانی باقی بماند.

به همین دلیل، تجربه‌ای که شاید از نظر فرد فقط یک بیماری کوتاه‌مدت بوده، می‌تواند ارتباطی پایدار با یک غذای خاص ایجاد کند.

بیزاری شرطی از غذا چه چیزی درباره یادگیری به ما می‌گوید؟

اهمیت این پدیده فقط به غذا محدود نمی‌شود. بیزاری شرطی از غذا نشان می‌دهد که یادگیری و شکل‌گیری ارتباط‌های رفتاری همیشه مطابق یک الگوی ساده و یکسان اتفاق نمی‌افتد.

نوع محرک، اهمیت زیستی آن و پیامد تجربه می‌توانند بر سرعت و قدرت شکل‌گیری یک ارتباط اثر بگذارند.

در این مورد، مزه و بوی غذا از محرک‌هایی هستند که از نظر زیستی اهمیت ویژه‌ای دارند؛ زیرا ارتباط دادن آنها با بیماری می‌تواند به اجتناب از یک خطر احتمالی کمک کند.

بنابراین، مطالعه بیزاری غذایی به روان‌شناسان کمک کرده است تا بهتر درک کنند که یادگیری چگونه با سازوکارهای زیستی و نیاز به بقا ارتباط پیدا می‌کند.

آیا هر بیزاری از غذا، بیزاری شرطی است؟

خیر. اینکه فردی غذایی را دوست نداشته باشد، لزوماً به این معنا نیست که دچار بیزاری شرطی شده است.

ممکن است فرد از طعم، بو، بافت یا ظاهر یک غذا خوشش نیاید، بدون اینکه تجربه بیماری مرتبطی در گذشته داشته باشد.

بیزاری شرطی زمانی مطرح می‌شود که میان مصرف یک ماده غذایی و تجربه‌ای مانند بیماری یا تهوع ارتباطی شکل گرفته باشد و این تجربه بعدها باعث اجتناب از آن غذا شود.

 چرا یک تجربه بد می‌تواند یک غذا را برای سال‌ها از زندگی ما حذف کند؟

بیزاری شرطی از غذا یکی از نمونه‌های جالب یادگیری در روان‌شناسی است. در این پدیده، فرد پس از بیمار شدن در پی مصرف یک غذا، ممکن است از همان غذا دوری کند؛ حتی اگر بعدها بداند که آن ماده غذایی عامل واقعی بیماری نبوده است.

ویژگی مهم این پدیده این است که یک تجربه ناخوشایند می‌تواند کافی باشد و حتی اگر چند ساعت میان خوردن غذا و بیمار شدن فاصله وجود داشته باشد، ارتباط شرطی شکل بگیرد.

پژوهش‌های جان گارسیا با موش‌های آزمایشگاهی به درک بهتر این ویژگی کمک کرد و نشان داد که نوع محرک و آمادگی زیستی موجود زنده می‌تواند در فرایند یادگیری نقش داشته باشد.

در نهایت، بیزاری غذایی یادآوری می‌کند که مغز فقط بر اساس منطق و آگاهی آگاهانه یاد نمی‌گیرد. گاهی یک تجربه ناخوشایند می‌تواند چنان ارتباط قدرتمندی میان یک محرک و یک پیامد ایجاد کند که حتی سال‌ها بعد، دیدن یا بوییدن همان محرک واکنشی ناخودآگاه در فرد ایجاد کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا